اولین شواهد از اهلی سازی بز در ایران یافت شده (حدوداً ده هزار سال قبل از میلاد) که نشان دهنده پرورش سازمان یافته این حیوان است. گونههای والد Capra hircus aegagrus است که هنوز بطور وحشی (بز کوهی) از ترکیه تا بلوچستان یافت میشود.
بز در اوستا یاشت ۱۴٫۲۵ بعنوان یکی از اشکالی که Vərəθraγna اختیار میکند ذکر شده؛ در وندیداد ۵٫۵۲ شیر بز در زمره غذاهایی که زنانی که بچه مرده میزایند ممکن است مصرف کرده باشند آمده است. دو لفظ دیگر اوستایی، ازه «بز نر» و اسچانی «-بچه» در نیرنگستان و در دادستان ایک دنیگ در فهرست حیواناتی که قربانی میشوند و در پوندهیشن که گفته میشود کوجمترین گوسپند است ذکر شده. در بوندهیشن پنج سرده بز ذکر شدهاند.
گونههای اهلی بز در جهان ایرانی در کل به طور سازمان یافته مورد مطالعه قرار نگرفتهاند، و تلاشی در جهت بهبود ژنتیکی آنها هم صورت نگرفته است. به نظر میرسد همگی به یک نوع تعلق داشته باشند، و شاخهای شمشیرگونه داشته باشند. مقطع آن دراز یا قدری مقعر است و پشم بلند سیاه یا بندرت قهوهای تیرهای دارد. واریاسیونهای اصلی منطقهای، که بازتاب دهندهٔ محیط زیست آنها (استپ یا کوه) هستند، درازی مو رنگ بندی سر و سم و فرم و درازی گوشها و الی آخر هستند. وجود بزهای گونهٔ آنکارا در ایران و افغانستان محتمل است ولی جایی ثبت نشده، مثالهای منزوی را ممکن است بتوان در نتیجهٔ موتاسیونها یافت ولی نه آن طور که در ترکیه رخ میدهد، از طریق تولید مثل گزینشی.
جمعیت بزها در ایران بین ۱۲٫۵ تا ۲۲ میلیون راس تخمین زده شده است. این ارقام گرچه غیرقابل اطمینانند ارقام بزرگیند و به وضوح اهمیت بز در جهان ایرانی را نشان میدهند. در واقع، گرچه این حیوان در بازار ایران کمتر از گوسفند ارزش دارد، در تمامی نواحی که از دامداری امرار معاش میکنند به دلیل گسترهٔ محصولاتش و آسانی نگهداری بسیار مورد توجه است. بزها چیزهایی را میخورند که گوسفند نمیتواند بخورد، حتی در اراضی تعریف نشدهٔ حومهٔ شهرها، و نقش غیرقابل انکاری در مسیر سازی دارند. بدین ترتیب برای فقرا در ایران و افغانستان و بسیاری دیگر از مناطق خشک، بز نقش هم گاو و هم گوسفند را ایفا میکند.
برچسب:
نویسنده: نوید کمالی